X
تبلیغات
پویایی گروه

پویایی گروه

خلاصه ی فصل اول

گروه چیست؟

گروه عبارت است از دو یا چند نفر که به هم وابسته اند و با تعامل اجتماعی بر یکدیگر تاثیر می گذارند.

گروه یک نظام اجتماعی است که اعضایش به طور منظم با هم تعامل و یک هویت گروهی مشترک دارند.یعنی بر گروه احساس "ما بودن " حاکم است، احساسی که باعث می شود اعضای گروه خودشان را به یک ماهیت خاص متعلق بدانند.گروه مجموعه ای از افراد است که روابط آنها بر یکدیگر باعث وابستگی قابل توجه آنان به هم می شود.تعامل افراد در گروه باعث می شود بر یکدیگر تاثیر بگذارند و از یکدیگر نیز تاثیر بپذیرند.

 

ساختار

ساختار عبارت است از الگوی پایدار روابط در میان اعضای گروه.

 

نقش ها

نقش ها عبارتند از رفتارهایی که اعضای گروه باید متناسب با موقعیت خویش در گروه انجام بدهند، وظایف اعضای گروه.

 

هنجارها

هنجارها عبارتند از یک رشته ملاک های ضمنی که نشان می دهند در یک بافت خاص چه رفتارهایی را باید انجام داد و چه رفتارهایی را نباید انجام داد، یک رشته تجویزهای مورد قبول اعضای گروه که مسیر مناسب یا بهنجار کنش در گروه را مشخص می کند.

 

انسجام گروه

انسجام گروه عبارت است از قوت پیوندهای اعضای گروه با گروه، وحدت (یا احساس ما بودن) گروه، احساس کشش اعضای گروه نسبت به یکدیگر و خود گروه و میزان هماهنگی تلاش های اعضای گروه برای رسیدن به هدف ها.

 

هویت اجتماعی

هویت اجتماعی به آن بخش از خود پنداره گفته می شود که محصول عضویت در گروه ها و رده های احتماعی است، خود پنداره های مشترک اعضای یک گروه یا رده.

 

گروهها چیزی بیش از جمع اعضایشان هستند

کورت لوین در نظریه خودش در مورد رفتار انسان یا نظریه ی میدانی در صدد پاسخ دادن به این سوال برآمد که آیا گروه چیزی بیش از مجموعه ای از انسان هاست؟ در نظریه میدانی فرض بر این است که  رفتار انسان ها در گروهها تابع برخی از جنبه های شخصی و محیطی است.فرمول (B= f(P,E خلاصه این فرض است.در یک گروه رفتار اعضای گروه (B) تابع (f) تعامل خصوصیات شخصیتی اعضای گروه (p) با عوامل محیطی (E) یا ویژگی های گروه یا اعضای گروه و وضعیت موجود است.

به نظر لوین هر گروهی که بوجود می آید به نظام منسجم و متحدی تبدیل می شود  که ویژگی های  نوخاسته ای دارد و نمی توان آن را با بررسی اجزایش شناخت.لوین در مورد گروهها از این ضرب المثل گشتالتی استفاده می کرد که" کل بیش از جمع اجزایش است".

 

منصوره کربلایی محمد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 11:42  توسط مریم عباسپور  | 

گروه درمانی و انسانگرایان

 در گروه درمانی روانشناسی با کسانی که دچار فرآیند های ذهنی و اختلال های رفتاری یا شخصیتی و نگرشی دارند، تعامل می کنند.

کار روانشناس تغییر از وضعیت مختل به وضعیت سلامت ویا از وضعیت بهنجار به نابهنجار می باشد.

روانشناس سه کار انجام می دهد: شناخت مشکل ، مداخله و ارزیابی

گروه درمانی یعنی تلاش برای تغییرات مثبت در ذهن و رفتارهای فرد از طریق گروه .

کار روانشناس تغییر است... اما از چه راهی ؟   در اینجا رویکرد ها متفاوت است.

رفتارگراها ، شناخت گراها و انسانگرا ها هر یک از راهی به وضعیت فرد کمک می کند.

ما در اینجا به شرح مختصر دیدگاه انسانگرایان می پردازیم.

آنان گروه های کمال را مطرح می کنند. در نظریه ی راجرز گروه به عنوان یک بستر یا محیط برای کمال گرایی می بیند. راجرز معتقد است  ما با خودانگیختگی به کمال می رسیم.

انسانگریان ریشه ی مشکلات انسان را در دو چیز می بینند: تایید و محبت.

می گویند: انسان ها سرگردانند ودر بی حمایتی به سر می برند و احساس می کنند در محیط  رها شده اند و اگر تاییدنشوند و محبت نبینند دچار مشکلات می شوند.افراد بر اساس خاستگاه خود تایید نمی شوند و محبت نمی بینند. از نظر آنان ریشه های محبت خشکیده، حساسیت های انسان ها نسبت به همدیگر کم شده .

 افراد برای آنکه تایید شوند و محبت ببینند آغازش این است که خود این کار را انجام دهند تا دیگران هم این کار را انجام دهند. خود توانمندسازی کنند و خود ساخته این کار را انجام دهند.

البته به این دیدگاه انتقادهایی نیز می شود.

 

هانیه فراهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 11:27  توسط مریم عباسپور  | 

خلاصه فصل سوم

فرضیه جانشینی

فروید میگوید رفتارهای ما تحت تاثیر فرمان فرایند عمیق روانی مان است مثل تکانه جنسی ، یعنی گروههای بعدی جانشین گروههای اولیه مثل خانواده می شود . تحلیل فروید بر دو مفهوم همانند سازی و انتقال استوار است.

همانند سازی : کودکان از والدین خود تقلید میکنند و حس تعلق خاطر و وابستگی به دیگران را در خود ارضا میکنند و از گزندهای تهدیدهای بیرونی مصون میمانند و راه را برای رشد هموار میکند.
انتقال : احساسات خود نسبت به پدر و مادر را در دیگری منتقل میکند.

فروید میخواهد نشان دهد که چرا مردم اکثرا از تنهای فرار میکنند و به دنبال تعامل اجتماعی هستند و میگوید مردم بخاطر نا هشیار بودن انگیزه های نمیتوانند دلیل گروه خواهی خودشان را نیز توضیح دهند.

فرضیه تعلق خاطر

مردم انگیزه خاصی برای معاشرت با دیگران دارند و افرادی که از این تماس ها محرومند احساس تنهایی میکنند .

احساس تنهایی

انسانهای منزوی و تنها ، کسل ، افسرده ،دارای غم ،شرم و تاسف هستند که این به دو صورت است : تنهایی اجتماعی و احساس تنهایی

شمول و طرد شدن

وقتی گروه ما را می پذیرد احساس رضایت میکنیم ولی اگر گروه به شدت دنبال ما بگردد ما دچار شمول می شویم . حال وقتی گروه ما را نادیده میگیرد ناراحت شده و احساس طرد شد گی میکنیم . طرد شدن بر عزت نفس تاثیر دارد و عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی ما.

گروه ها و جامعه

انسان ها به غذا و سر پناه و غیره احتیاج دارند و نمیتوانند به تنهایی آن را تامین کنند پس با دیگران رابطه برقرار میکنند و بالاخره این روابط آنقدر متداول میشوند تا جزیی از ساختار اجتماعی شوند. ساختار اجتماعی یعنی الگوی تعامل پایدار

گروه های اولیه

کوچک و یکپارچه هستند و کارکرد های اساسی دارند مانند آنان را در برابر خطرات محافظت و در هنگام بیماری مراقبت میکنند و مواد غذایی فراهم می آورند . گروه های اولیه اولین تجارب و کامل ترین تجارب هستند و تغییر نمیکنند. ما نگرش ها ارزش ها هویت ها مهارت ها و قواعد رفتار اجتماعی را کشف و درونی میکنیم.

گروه های ثانویه

گروه های بزرگ و رسمی هستند و نظام های حقوقی و سیاسی در آنها وجود دارند که برای اجتماع تصمیم گیری انجام میدهند. مدت تشکیل آنان کوتاه و در گیری هیجانی آنان کمتر است مانند گروه های دینی

از فردیت تا اشتراک

خود پنداری انسانها با عضویت در گروه ها تغییر میکنند مثل عقاید  نگرش ها و هویت

گروه ها و هویت

هویت شخصی شامل خصوصیات کاملا فردی است  مثل اعتقادات و مهارت ها و هویت اجتماعی محصول عضویت ما در گروه های مختلف اجتماعی است مثل خانواده و همچنین اطلاعاتی در مورد روابط میان فردی میدهد.

فرد گرایی و جمع گرایی

این به فرهنگ شخصیت و قومیت بستگی دارد . افرادی که خود را موجوداتی مستقل میدانند بر فردگرایی استوار است و افرادی که بیشتر بر وحدت تاکید میکنند بر جمع گرایی استوار است. در فرهنگ های جمع گرا مسئولیت و نقش ها تعریف شده و لازم اجرا هستند.

نظریه هویت اجتماعی

حس هویت با دسته بندی شروع میشود و گروه بر خود پنداره و عزت نفس اعضایش تاثیر میگذارد.

دسته بندی در گروه ها

انسان چاره ای جز کمک گرفتن از این دسته بندی ها ندارد و بعد بر اساس آن پیش داوری میکند . ما هم  خود و هم دیگران را دسته بندی میکنیم که این خصوصیت های گروهی را دسته بندی میکند تا شخصی مانند استفاده ما بجای من . برای بیان شباهت ها بیشتر به عضویت گروهی خود اشاره میکنیم . دسته بندی یک فرایند شناختی خودکار است.

همانند سازی با گروه ها

کسانی که عضو گروه میشوند و دچار افزایش احساس شباهت میشوند زمینه ساز قالبی فکر کردن در مورد خود است یعنی استفاده از افکار غالب هم گروهی های ما برای توصیف خودمان و بر حرمت نفس تاثیر میگذارد و باعث پیوند با گروه خودی و فاصله با غیر خودی میشود.

 

عزت نفس

به قسمت ارزیابی کننده خود پنداره عزت نفس میگویند . دو اصل فردی و جمعی دارد.

عزت نفس جمعی : سنجش فرد از خود پنداره که عضویت او در گروه اجتماعی است.

مقایسه اجتماعی

یعنی صحت در نگرش خودمان از طریق مقایسه نگرش دیگران

 

سو گیری گروه خودی و غیر خودی

گرایش انسان به مثبت تلقی کردن اعضا و محصول خودشان در مقابله با گروه غیر خودی

سو گیری گروهی

گرایش انسان به نسبت دادن نتایج مثبت به اعضای گروه خود و نتایج منفی به عوامل خارجی

سو گیری شخصی

گرایش انسان به نسبت دادن نتایج مثبت به خود و نتایج منفی به عوامل خارجی از جمله اعضای گروه

ضدیت با گروه

مردم اکثرا دو نیاز اساسی دارند . نیاز به جذب شدن و نیاز به تمایز از گروه

اعضای گروه فردیت آنها را فدای گروه نمیکنند و به سمت  گروه های  معتبر و موفق میروند.

ما در جهان اجتماعی زندگی میکنیم و لازمه خودکشی 24 ساعت قطع ارتباط با دیگران است.

افسردگی پدیده اجتماعی است چون در درمان به گروه مراجعه میکنیم.

در درمان گروهی گروه دارای انسجام و درک معنای مشترک است .

علم ناشی از دو اتفاق است : 1- یافته های پژوهشی 2- تجربه های اندوخته شده

تعامل گروهی به گفته و بر : رفتاری منظم و درگیر که هم دیگران و هم خودش را درگیر و فعال میکند.

پویایی گروه باعث دور هم جمع شدن و تداوم و شکل گیری گروه میشود. گروه اگر پویا نباشد از بین میرود.

گروه پدیده ای جامعه شناختی است .

انواع گروه ها : اجباری در مقابل اختیاری ، گروه های رسمی و غیر رسمی ، گروه های اولیه و ثانویه ، گروه نخبه ، اکثریت و اقلیت و قدرت نفوذ گروه.

گروه های عامه متاثر از گروه های مرجع هستند.

سه ویژگی مهم گروه : هدف ، فعالیت ، کنش و احساس

چه عواملی باعث شکل گیری گروه میشود : خود فرد ، تجربه ها و طبقه های اجتماعی ، تحرک طبقاتی و نگرش ها و باورها

گروه های مرجع ، کوچک و بزرگ ، پایه و نهادی ، واقعی و مصنوعی ، محلی و جهانی در زندگی جامعه کمک موثری میکنند.

دور کین : خودکشی جامعه شناختی است پس گروه درمانی مهم است.

گروه بر اساس دلایل عقلی و احساسی تشکیل میشود.

کارکرد های گروه : اعتماد به نفس ، تخلیه هیجان ، ایجاد روابط دوستانه ، از بین بردن بدبینی ها

در گروه هویت ، ارزش ، کارکرد و انسجام مهم است.

رفتار گر ا و شناخت گرا

رفتارگرا : شرطی شدن و نظام پاداش و تنبیه ما را عضو گروه میکند.

شناخت گرا : میل و نیاز انسان ما را عضو گروه میکند.

خصیصه های اصلی گروه : یک سیستم زنده ، پویا ، واقعی و تاثیر گذار

برای گروه سنجی به همدلی ، همبستگی ، دلبستگی ، نفرت و دوست داشتن نیاز داریم.

کشورهای توسعه یافته دارای سواد ، امید و سلامت روانی هستند.

 

خاطره تقوی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 14:27  توسط مریم عباسپور  | 

خلاصه فصل ششم

عملکرد گروه 

وقتی به گروه کار ساده ای بدهند مثل زنانی که تنها قطعات رله های مخابراتی را سر هم می بستند در

مقایسه با گروههایی که کارشان سخت تر است مثل منتاژکاران،که کارشان احتیاج به تمرکز داشت

،کارشان را بهتر انجام می دهند چون گروهی که کارش ساده بود با اعضای گروه خود تعامل بیشتری

دارد درحالکه منتاژکاران با گروه تعامل نداشتند و تنها در یک مکان کار می کردند.

به نظر تریپلت زمانی که افراد به طور دسته جمعی و در حضور دیگران باشند تسهیل اجتماعی روی

می دهد.تریپلت از مثال دوچرخه سواران استفاده کرد که دوچرخه سوران زمانی که گروهی و در

حضور دیگران دوچرخه سواری کنند عملکردشان بهتر است.

تسهیل اجتماعی در دو شرایط روی می دهد:

  وقتی دو نفر یک عمل را به طور همزمان انجام می دهند.(کنش همزمان)

 

 وقتی عده ای مخاطب و ناظر وجود دارد.

 

تسهیل اجتماعی  

 

 پاسخهای غالب :به رفتارهای آموخته شده یا غریزی گفته می شود که ارگانیسم آنها را تمرین کرده و

آماده انجام دادن آنهاست.

پاسخهای غیر غالب :به رفتارهای جدید ،پیچیده یا تمرین نشده ای گفته می شود که ارگانیسم یا هرگز آنا 

را انجام نداده است یا خیلی کم انجام داده است.

دلهره ی ارزیابی عبارت است از نگرانی و اضطراب برای عادی به نظر رسیدن یا رقابت.

نمایش خود عبارت است از تاثیر گذاشتن بر تصورات دیگران به کمک فاش کردن انتخابی اطلاعات

شخصی برای دیگران؛تلاش و اقدام عمدی و غیر عمدی برای ایجاد برداشتی خاص در ذهن دیگران

درباره خودمان یا اصلاح برداشت آنها.

از نظر تنوع گروه ها به دو دسته متجانس     قومیت                  

                                                    زمینه اجتماعی –اقتصادی 

                                                    جنسیت                                                              

نا متجانس(گروهی که اعضای آن خصوصیات فردی ویژه ای داشته باشند) تقسیم می شوند.

عملکرد گروه های نا متجانس نسبت به گروه های متجانس بهتر است چون:

v    استعداد ها و صفات متنوع اعضا انعطاف پذیری گروه را افزایش می دهد

v    تنوع کمک میکند که راه حل های مختلفی برای مسائل پیدا کنند

v    خلاقیت و نو آوری آنها افزایش پیدا کند

گروه های نا متجانس فاقد انسجام هستند.

از نظر اینکه زنان بهترند یا مردان در گروهها دو عامل باعث این تفاوت های جنسیتی می شود:

- محتوای تکلیف

 -سبک تعامل

محتوای تکلیف بیشتر با مهارت ها و علایق مردان همساز تر بوده است گروههای مردانه در مورد

تکالیف ریاضی و جسمی عملکرد بهتری دارند و زنان در تکالیف شفاهی و کلامی.مردها سبک تعاملی

تکلیف مدار دارند و زنها سبک تعام میان فردی.

در نتیجه وقتی عملکرد مردها بهتر است که موفقیت به فعالیت شدید تکلیفی بستگی داشته باشد و وقتی

عملکرد زنان بهتر است که موفقیت به فعالیت شدید اجتماعی بستگی داشته باشد.

 

 

پروانه رویتوند غیاثوند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 14:22  توسط مریم عباسپور  | 

چکیده مطالب جلسه ی سوم

نحوه ی نسبت دهی در اتفاقی که برایمان رخ میدهد متفاوت است :

نسبت به خودمان (من باعث شدم)

نسبت به دیگران (دیگران باعث شدند / خدا نخواست)

 

قلب روانشناسی اجتماعی نظریه ی کنش است .جایی که انسان با دیگران ارتباط برقرار می کند.انسان تا وقتی که تنهاست تحلیل رفتارش با دیگران بی معناست.موفقیت شکست پیروزی حقارت در اثر تماس و تعامل با دیگران رخ میدهد.

 

موضوع نظریه ی اسناد:

به میزانی که فرد رفتاری را درونی ناپایدار و قابل کنترل می داند فرد موفق تری است.

و به میزانی که فرد عامل را بیرونی پایدار و غیر قابل کنترل می داند فرد ناموفق تری است.

علت مطالعه ی نظریه اسناد در روانشناسی اجتماعی این است که رفتار فرد با دیگران معنا پیدا می کند.

 

نظام های باوری (مجموعه ای از افکار و اندیشه ها و الگو های ذهنی که در ذهن ماست) به اینکه چه ادراکی نسبت به دیگران و کنش ها و واکنش ها و حل مسائل داشته باشیم کمک بسیار زیادی به ما می کنند.

زمانی که نظام باور ما به مانع برخورد می کند و یا زمانی که نتوانیم مسئله ای را که قبلا از طریقی حل می کردیم مجددا از همان طریق حل کنیم دچار عدم تعدل شناختی می شویم.

تعادل شناختی در نظریه ی روانشناسان برجسته عامل اصلی رشد است و تحول در اثر تعادل شناختی صورت می گیرد.

تعادل و عدم تعادل شناختی حوزه ی مکتب شناخت گرا می باشد.

ما همواره به وسیله ی طرحواره های ذهنی و شناختی هدایت می شویم.

طرحواره ها کنار هم قرار می گیرند و نقشه ی شناختی و الگو و ساختار ذهنی ما را تشکیل می دهند.

طرحواره های شناختی و الگو های ذهنی و شناختی بر روی رفتارانتظارات و اهدافمان  تاثیر می گذارند .

 

چرا رفنار می کنیم؟

احساس رضایت خاطر و رضایتمندی و ارزشمندی و غرور و هر آنچه که موفقیت نام دارد

پرهیز از سزنش و تحقیر و عقب افتادن

 

چرا رفتار را تنظیم و مدیریت می کنیم؟

برای اینکه سرزنش نشویم و عقب نیفتیم و ار آن طرف احساس رضایت داشته باشیم.

 

چه عاملی موجب می شود رفتارمان را به عامل بیرئنی ارجاع دهیم (از لحاظ عاطفی)؟

برای اینکه تحقیر و سرزنش نشویم و برای اینکه از تحقیر وسرزنش شدن فرار کنیم.

 

کارآمدی یعنی اینکه فرد در جامعه اثر بخش باشد و بتواند کار معینی را به درستی انجام دهد.

اوج کارآمدی بهره وری است.

 

داوری کارآمدی با کیست؟

خود

دیگران

 

نوع تصور و عمق و سطح تصوری که از خودمان داریم بر کارآمدی ما موثر است و برعکس کارآمدی ما هم بر نوع تصورمان از خودمان تاثیر می گذارد.

و نوع تصوری که ما از کار آمدی خودمان داریم می تواند زندگی ما را آباد یا نابود کند.

 

پیاژه : (از کودکی تا بزرگسالی) طرحواره های شناختی اگر کامل شوند ما وارد تجربه ی جدیدی می شویم.

 

ویگوتسکی : عامل دیگری کمه می تواند طرحواره ها را کامل کند فضای فرهنگی اجتماعی است و یا موقعیت فرهنگی اجتماعی و فقط تعامل کافی نیست و این فضا باعث می شود طرحواره ها با سرعت بیشتری شکل بگیرند.

 

انتقادی که بر نظریه ی اسناد وارد است :

در نطریه ی اسناد (به رغم اینکه نطریه ی خیلی مهمی برای تحلیل رفتار آدم ها در تعامل با دیگران در جامعه است) گاهی واقعا شانس و اقبال و عوامل بیرونی موثر است

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 17:18  توسط نرگس اقبالی پور   | 

آشنایی با گروه درمانی

مقدمه

انسانها در گروههای اجتماعی متنوعی زندگی می‌کنند و فعال هستند. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و ... به شکل بندیهای گروهی توجه خاص مبذول می‌شود. امروزه انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

تاریخچه گروه درمانی

استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات(1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند. چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند.
از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود. آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود.

 

 چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟

مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... .

ویژیگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند.

بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و جلسه را با تشویق و باز خورد ادامه دهد.

                                                                                     نغمه برز افشانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 18:6  توسط نرگس اقبالی پور   | 

فردگرایی تا کجا؟

ما در جامعه ای زندگی می کنیم  که در آن همرنگی و همنوایی با جمع  خیلی مهمه حتی مهمتر از نفس کشیدن  واین اغراق نیست. همه ما افرادی را در اطراف خودمان دیدیم که به خاطر پوشیدن لباس های  خاص ، نوع حرف زدنشان  و یا حتی سبک زندگی و طرز فکر خاصی که دارند  و آن را مخصوص به خود می دانند مورد توجه اند! اما چه نوع توجهی ؟!

مسلما منظور من مورد حسرت یا غبطه واقع شدن نیست.هر چند که پیش می آید که گاه این افراد تنها به دلیل همین جسارت در ابراز وجود خود، و نه زشتی عملشان، مورد بر چسب و کینه ورزی قرار گرفته باشد و از طرف گروه و جمع مورد شماتت، تمسخر یا بی اعتنایی واقع شوند. خیلی از آنها در چنین شرایطی هچنان راه خود را می روند و عده ای هم به قول خودمان تادیب شده و به راه راست هدایت می شوند که همان همراهی و همسویی با گروه است.

شما جز کدوم دسته اید؟ تنها به راه خود می روید، یا جزئی هستید از یک گروه؟ البته شکی نیست که هر دوی این دو دسته حرف هایی برای گفتن دارند. یکی از مزایای تعاون و جمع گرایی می گوید ویکی از آزادی های فرد گرایی.

هر دو تفکر از  ایدئولوژی حاکم بر تفکرات افراد  خبر می دهد و از  آشفتگی جامعه ما در این برهه زمانی. نسل حاضر بین جمع گرایی و فرد گرایی معلق و بلاتکلیف اند. ما طبق عادت پیرو غربیان در را ه فردگرایی پیش می ریم و در حال منفک شدن از جمع هستیم در حالی که پیشینه ما از وابستگی های خانوادگی و فامیلی و گاه طایفه ای خبر می دهد. ما در نسل کنونی حتی اگر کمتر از قبل باز خاطراتی داریم از همیاری ها، پشتیبانی به هنگام  سختی و  حمایت و چاره گری های ریش و گیس سفیدان فامیل ها. و مثل معروفی را شنیده ایم  که می گوید «فامیل شاید گوشت هم را بخورد اما استخوان های هم را دور نخواهند انداخت.»  همین جمله مبین این مسئله هست که در باور ما ایرانیان جمع گرایی و تکیه بر گروه حداقل  در محدوده خونی می تواند نتایج خوشایندی به همراه داشته باشد.

حال اینکه فرد گرای جامعه ما  انسانی هست که در مرکز یک خانواد و یک فامیل بزرگ شرقی زیست می کند و همزمان در تقلاست تا حلقه های پیوند خود را با گروه اطرافیان بگسلد. چرا؟

آنها شاید دلیل بیاورند که از دخالت ها ی اطرافیا در امور شخصی شان به تنگ آمده اند  و از محدودیت افرادی که زنجیر وار به هم  و به پای آنها پیچیده اند رنج می برند.

 

فرد گرایان سودازده در آرزوی دنیایی خط کشی شده اند تا بتوانند  فضای خود، کار، منافع ، رفاه و مالکیت هایشان  را از آن شخص خودشان کنند. و  برای دست یابی به این  امتیاز حاضرند هر چیزی از جمله تعلقات دست و پاگیر فامیلی و گروهی را فدا کنند و این در جامعه ما به وضوح دیده می شود،این را که هر کس ساز خود را برای زدن کوک می کند و برای دست یابی به حقوق خود حاضر به فدا کردن حقوق دیگران است وقتی که صدای ضبط اتومبیلش را بالا می برد،چراغ قرمز را رد می کند زباله هایش را به هر سو می پراکندو...

و اما در همه اعصار و زمان ها و در هه جوامع اقلیت محدودی یافت می شوند که به نظر می رسد با همه  جور گروه انسانی و فرهنگی همساز و همرنگ هستند. در حالی که نه جمع گراهستند و نه فرد گرا شمرده می شوند.

این ها انسان های فردیت یافته ای هستند که هر چند نیازی به بودن در گروه حس نمی کنند و به سبب استقلا ل و اندیشه آزادی خواهشان در حصار هیچ جبر و اجباری در نمی آیند اما برای احترام به اخلاقیات حاضرند با هنجارهای پذیرفته از سوی اکثریت گروه یک جامعه، همرنگ و همسو باشند و در عین استقلال یک تفاوت اساسی با فرد گرایان دارند آنها حقوق انسانی خود را حفظ می کنند و در عین حال برای حقوق متقابل دیگران نیز احترا م  قائلند.

یادمان باشد گروه اصالت ندارد. اما فرد در بستر گروه است که دارای عملکردی مضاعف می گردد.

جامعه های فرد گرای غربی با درک عمیق از فردگرایی و با کوله باری از تجربه اینک به سمت عضویت درجمع و گروه بازگشته اند. تا نیازهای انسانی و طبیعی بشر را که دارای طبعی مدنی و اجتماعی است پاسخ گفته باشند. آنها بهای آزاد شدن را با قربانی ساختن روابط نزدیک انسانی پرداخته اند و اینبار با آگاهی به سمت تجدید این  روابط گام بر می دارند تا انسان هایی باشند که در عین فرد بودن عضوی از یک  گروه باشند: تا حمایت، توان وعملکرد به اضافه شان را از این منبع نیروی ارزشمند بگیرند.

ما گذشته غربی ها را دیدیم بهتر است به جای تکرار تاریخ، جهش کنیم  و در تجربه حاصل شده برایشان شریک شویم.

                                                                                       کبری دلیری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 0:43  توسط نرگس اقبالی پور   | 

گزارش كلاسي؛ پويايي گروه

جلسه دوم

گروه يك پديده ي اجتماعي و جامعه شناسانه است.در گروه ما قبل كشاورزي،گروهها بر اساس نياز به شكار، امنيت و... شكل مي گرفتند.

 

جامعه متشكل از گروههاست.زندگي در قالب گروه معنا پيدا ميكند.

شيوه هاي تفكيك و تمايز گروهها از يكديگر:

اول: گروههاي اجباري در برابر گروههاي اختياري

دوم: گروههاي رسمي در برابر گروههاي غير رسمي

سوم:از لحاظ شكل گيري دوره ي زماني (گروههاي اوليه در برابر گروههاي ثانويه)

چهارم: قدرت و نفوذ گروه

پنجم: گروههاي مجازي در برابر گروههاي واقعي

 

توضيح:

گروههاي اجباري و اختياري:

خانواده،همبازي ها... جزء گروه اجباري هستند. گروههاي اجباري تاثير بسزايي در شكل گيري هويت،خصوصا در دوره ي كودكي و نوجواني دارند. در گروه اجباری، قدرت نفوذ و تاثير گروه بيشتر است اما بتدريج كه بزرگتر مي شويم گروههاي اختياري بيشتر مي شوند (مثل گروه دوستان كه خودمان انتخاب مي كنيم).

 

گروههاي رسمي و غيررسمي:

ميزان نفوذ و تاثير و گستردگي اثر گروههاي غيررسمي بر ما،حتي بيشتر از تاثير دولت مي باشد.احساسات و رفتارمان تحت تاثير كدام گروه است؟ كدام گروه بيشتر و كدام كمتر؟

جامعه زماني دچار مشكل مي شود كه گروههاي رسمي و غيررسمي از لحاظ ديدگاه و هدف با يكديگر تعارض دارند.

 

قدرت و نفوذ گروه:

نفوذ گروههاي شهري بدليل امكانات بيشتري كه دارند، بيشتر ازگروههاي روستايي است. گروه مردان- گروه زنان، مدرك داران بي سواد- مدرك داران با سواد، شاغلان-بازنشستگان، گروههاي اكثريت در برابر گروههاي اقليت و ...

 

سه خصيصه بايد در كنار هم قرار بگيرند تا گروه شكل بگيرد:

الف: هدف مشترك

ب: فعاليت و كنش متقابل يا مشترك

ج: احساس تعلق خاطر

 

چه عامل هايي باعث مي شوند گروهها شكل بگيرند:

الف: خواست،انديشه و تفكر،‌اصالت فرد (خود‍ِ فرد باعث شكل گيري گروه مي شود؛با هويت فردي، تفكر، انديشه فرد و ...)

ب:طبقه اجتماعي

ج: امكان تحرك طبقاتي

د: دلايل باوري و نگرشي

 

تداوم و پويايي گروه تحت تاثير عوامل زير مي باشد:

1 : هنر و ادبيات گروه

2 : ساخت و سازماندهي غير رسمي

3 : گروههاي مرجع

4 : گروههاي گوچك و بزرگ

 

تنها فرد گروه را تحت تاثير قرار نمي دهد بلكه يك سري عوامل بيروني نيز وجود دارند كه گروه را تحت تاثير قرار مي دهد.

افراد وقتي وارد گروهها مي شوند (در گروه درماني)، رفتارهايشان متفاوت از آن چيزي كه هست بروز مي كند؛‌تغيير رفتار به وضوح ديده مي شود.

 

-گروهها بدليل عقلي و احساسي دور هم جمع مي شوند و شكل مي گيرند.

-اولين شرط براي تعامل و درك بين افراد،‌زبان مشترك مي باشد.

-روان شناسي تكامل گرا در مورد گروهها مي گويد: بخشي از شكل گيري گروهها به ساخت زندگي اجتماعي گروهها بر مي گردد. گروهها بر اساس پيشينه ي زيستي سازماندهي مي شوند.

پايان...

 

                                                                                                            شیوا مرتضوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 18:30  توسط نرگس اقبالی پور   | 

چکیده ی مطالب جلسه ی اول(27/7/89):

 روانشناسی اجتماعی علم مطالعه ی رفتار شخص در شرایط و یا موقعیت اجتماعی است.

وقتی رفتار ما بروز بیرونی (در تعامل با دیگران) پیدا می کند کنش رخ میدهد.

وقتی کنش رخ میدهد این کنش با دیگران معنا پیدا می کند.

یونگ : رفتار ما تحت تاثیر نظام روانی ما است.

روانشناسی اجتماعی : ما تحت تاثیر محیط مان هستیم.

ویگوتسکی : محیط فرهنگی اجتماعی بر رفتار ما تاثیر می گذارد.

پیاژه : فقط محیطی که فرد در آن زندگی می کند بر رفتارش تاثیر می گذارد.

رفتار فرد تحت تاثیر ابعاد محیطی و شخصیتی و یا روانی و اجتماعی است.

طبق مطالعات جدید در زمینه ی رشد می توان نتیجه گرفت نه تنها فرزندان از والدین بلکه والدین نیز از فرزندان تاثیر می پذیرند.

سرمایه ی اجتماعی : درست است که خود فرد حائز اهمیت است اما سرمایه ی اجتماعی اش (مثلا اینکه در چه خانواده ای متولد شده است) هم مهم است.

پ.ن :

IQ=هوش فردی و با استعداد

EQ=هوش اجتماعی و یا توانایی های غیر استعدادی و توانایی کنش بهتر در جامعه

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 9:30  توسط نرگس اقبالی پور   |